..:: هـزار اسم قلم خورده - مهدی فرجی::..
سروده ها و گزارش فعالیت ها
نویسنده: مهدی فرجی - تهران - ۱۳۸٢/٦/۱۳

۱ـ بعد از دو سه هفته دارم ميروم «عباس سودايي» راببينم. برای طرحش رفته يک روستای دور به اسم«ورکان».سلام شما را پيشاپيش ميرسانم.حتماً هفت هشت تا غزل هم گفته،می آورم سبزئی در وبلاگش بزند.

۲ـ ضمناً مجموعه سوم من هم  با لطف وعنايت استاد بزرگوارم،جناب آقای «محمد جواد محبت»واحتمالاً با مقدمه ايشان همين هفته از زير چاپ درآمده است.البته خودم هنوز آنرا نديده ام.انشاءالله با ايشان صحبت ميکنم تابرای دوستانی که ميخواهند آن را تهيه کنند آدرسی بگيرم.

۳ـ«محمد سلماني»نام شناخته شده ايست . او از شاعران موفق معاصراست. اين را«غزل زمان»،تنها مجموعه شعرش ثابت ميکند.او مثل شعرش آدم خاصی است. تا حالا شاعری با اين اوصاف کمتر ديده ام. او کمتر در مجامع شعری شرکت ميکند واگر شرکت کند کمتر حرف ميزند وبا اکراه شعر ميخواند.تنها مجموعه اش را هم با اصرار آقای «بهمني» به دست چاپ سپرده.او وبهمنی دوستان صميمی وتقريباُهمدوره اند. سلمانی به دليل موقعيت شغلی هفته ای يکبار از کاشان رد ميشود وهراز چندگاهی سری به من ميزند.اين هفته در يکی از اين ديدار ها به اتفاق ايشان به دره پريان رفتيم. جای دوستان خالی...اين دره که دراطراف کاشان قرار دارد باطبيعت بکر وزيبايش معروف است.القصه نميدانم چطور شد که‌‌ آقای سلمانی سر ذوق آمد وحاضر شد آخرين شعرش را برای ثبت در اين وبلاگ برايم بخواند.

اين غزل راوقتی باآقای بهمنی در جاده ايلام کنار درختی توقف کرده بوده اند با ديدن عکسی از زمان جنگ، گفته است.بخوانيد تا مثل من سرشار از عطر عشق شويد؛

در ضمن دوستانی که خواهان خريد کتاب ايشان هستند با انتشارات دارينوش تماس بگيرند.

 

مثل تو بود از تو وليکن خبر نداشت

افتاده بود پای بلوطی که سر نداشت

مثل تو بود،مثل تو... اما در آن غروب

آنقدر خسته بود که نای سفر نداشت

ديدم سکوت ودلهره،ديدم خروش وخشم 

ديدم هزار چشم تو را ديد و برنداشت

ديدم کنارعکس توطرحی سپيدوسرخ

مثل پرنده بودولی بال وپرنداشت

بگذار اعتراف کنم، اعتراف تلخ؛

اين شير پير نيز توان خطر نداشت

تنها دوقطره اشک به پای بلوط ريخت

چشمم که ارمغانی از اين بيشتر نداشت

محمد سلمانی

مهدی فرجی -  تهران
مهدی فرجی متولد نهم بهمن 1358 از سال 75 برای اولین بار آثارش به طور جدی در مطبوعات منتشر شدند. وی نخستین کتاب خود را در سال 79 روانه بازار نشر کرد و در همان سال در کنگره شعر و قصه جوان کشور در هرمزگان برگزیده شد. کتاب ها هزار اسم قلم خورده / نشر مرنجاب / 79 و چشم های تو باران / انتشارات مرسل / 81 روسری باد را تکان می داد / انتشارات مرسل / 82 ای تو راز روزهای انتظار / نشر صبح روشن / 82 زیر چتر تو باران می آید / انتشارات شانی / 86 شب بی شعر / نشر تکا / 86 میخانه بی خواب / انتشارات فصل پنجم / 87 منم که می گذری /فصل پنجم/91 __________ مقام اول دومین و سومین جشنواره بین المللی شعر فجر کشور (سیمرغ بلورین) در سال های 86 و 87 __________ این وبگاه، تنها وبلاگ موجود،ویژه سروده ها، گزارش و یادداشت های ادبی مهدی فرجی است. وی هیچ وبلاگ دیگری ندارد و هرگونه مورد مشابه، تنها، برنمود شباهت اسمی است. مهدی فرجی در فیسبوک: www.facebook.com/mfaraji راه ارتباط با من :farajipoem@yahoo.com
کدهای اضافی کاربر :