..:: هـزار اسم قلم خورده - مهدی فرجی::..
سروده ها و گزارش فعالیت ها
نویسنده: مهدی فرجی - تهران - ۱۳۸٢/٤/٤
با سلام
حالا که بازار شعر بيژن ارژن گرم است يک قصيده زيبا که برای او پس از آن تصادف وحشناک گفته شده را می زنم (قابل توجه آقای صفريان)
با امید سلامت کامل برای او

ای سبز! ای شکوه بهاران بلند شو
ای قاصد لطافت باران بلند شو
آه ای نسیم سرزده از کوههای غرب
با پای استقامت طوفان بلند شو
ای نغمه های گرم غریبانه غزل
در رقص کولیان بیابان !بلند شو
ای بیستون زخمی - ای کوه سربلند!
ریجاب(۱) سربزیر خروشان بلند شو
ای ماه بند نیست به قانون آسمان!
ای سرو حبس نیست به بستان بلند شو
ای جاری از سلاله ده قرن فارسی
ای <منشات >آی <گلستان >بلند شو
ای مانده از ظرایف طرز <عراق > و <هند>
ای وارث غرور <خراسان > بلند شو
ای بی قرار موج بدینسان به پای خیز
ای آفتاب صبح بدانسان بلند شو
از ماندن و فسردن و تردید سربتاب
از وهم خوابهای پریشان بلند شو
این تخت مرده جان به تن هیچ کس نداد
شیرین تر و عزیز تر از جان !بلند شو
وقتی زبان به کام تو خود شعر محکم است
دیگر چه حاجت است به دندان بلند شو
<نیما>ی بی بدیل رباعی چرا سکوت ؟
<خیام>نوسرائی ایران بلند شو
از چنگ مرگ وادی وادی فرار کن
از زیر برف گلدان گلدان بلند شو
حکم قضاست گرچه- ولی ساختن چرا ؟
از سوختن بترس - مسلمان بلند شو
از بازوان زخمی مولا مدد بخواه
با قدرت هميشه ی ايمان بلند شو
يا <پهلوی شکسته ی بانوی من > بگو
راضی مشو به منت درمان بلند شو
با ياد چارده گل محمدی (ص)
هم چاره ی ارادت ايشان بلند شو
خواب از تو قرن هاست فراری - که شاعری
مرگ از تو سالهاست گريزان بلند شو
گر استخوان شکسته - دلت قرص باد مرد!
پس با اميد حضرت سبحان بلند شو
جاری است مثل هاله ای از نور بی گمان
پشتت دعای گرم رفيقان بلند شو
خفته است در تو جنگل جنگل بهار سبز
از فصل فصل خواب زمستان بلند شو
ازباد سرد هستی ايمن شکوفه کن
از چشم شور هستی پنهان بلند شو
کر باد گوش ابليس از وصف حال تو
تا کور چشم خاطی شيطان بلند شو
روز است چون پس از شب تيره - غمت مباد
زنده است بااميد چو انسان - بلند شو
شکر خدا که هم دم گرم محبت (۲) است
بر تو چنان فرشته نگهبان - بلند شو
نزدیک می شود رمضان - تا نیامده است
جان امام نیمه شعبان بلند شو
مهر ار چه نحس شد به زمینت فکند و رفت !
با طالع مبارک آبان بلند شو
آنسان که هدیه آمد - گیرد شفا زغیب
آن کودک شکفته خندان - بلند شو
قانون لایزالی آن بارگاه جود
بس احتمال دارد و امکان - بلند شو
وا کن گره ز ابرو - برخیز از زمین
همچون همیشه مست و غزلخوان بلند شو
(عید است و آخر گل و یاران در انتظار )
این خط تفالی است به دیوان بلند شو
هر چند مشکلات فزونند غم مخور
هر چند درد هاست فراوان بلند شو
مهمان نوازی تو زبانزد مگر نبود؟
این شعر جای من به تو مهمان بلند شو
قالیچه پرنده نه - بوی گلاب ناب
سوی تو پر کشیده ز کاشان بلند شو
از عطر نام حضرت مولا چکامه ام
پیراهنی است تحفه به کنعان بلند شو
گر حبس به حصار قوافی نمی شدم
این چامه را نبودی پایان ... بلند شو
از این قصیده قصد - دعای سلامت است
امید ؛ استجابت یزدان بلند شو
طاقت ندارم اینکه ببینم شکسته ای
(بیژن) تو را به عزت قرآن بلند شو

۱۰/۸/۸۱
مهدی فرجی

۱- نام رودخانه ای زیبا اطراف کرمانشاه
۲- استاد محمد جواد محبت شاعر معاصر کرمانشاهی

امیدوارم مهدی یک قصیده که نه یک رباعی هم حداقل برای من بگوید که بلند شوم
سبزئی

مهدی فرجی -  تهران
مهدی فرجی متولد نهم بهمن 1358 از سال 75 برای اولین بار آثارش به طور جدی در مطبوعات منتشر شدند. وی نخستین کتاب خود را در سال 79 روانه بازار نشر کرد و در همان سال در کنگره شعر و قصه جوان کشور در هرمزگان برگزیده شد. کتاب ها هزار اسم قلم خورده / نشر مرنجاب / 79 و چشم های تو باران / انتشارات مرسل / 81 روسری باد را تکان می داد / انتشارات مرسل / 82 ای تو راز روزهای انتظار / نشر صبح روشن / 82 زیر چتر تو باران می آید / انتشارات شانی / 86 شب بی شعر / نشر تکا / 86 میخانه بی خواب / انتشارات فصل پنجم / 87 منم که می گذری /فصل پنجم/91 __________ مقام اول دومین و سومین جشنواره بین المللی شعر فجر کشور (سیمرغ بلورین) در سال های 86 و 87 __________ این وبگاه، تنها وبلاگ موجود،ویژه سروده ها، گزارش و یادداشت های ادبی مهدی فرجی است. وی هیچ وبلاگ دیگری ندارد و هرگونه مورد مشابه، تنها، برنمود شباهت اسمی است. مهدی فرجی در فیسبوک: www.facebook.com/mfaraji راه ارتباط با من :farajipoem@yahoo.com
کدهای اضافی کاربر :