..:: هـزار اسم قلم خورده - مهدی فرجی::..
سروده ها و گزارش فعالیت ها
نویسنده: مهدی فرجی - تهران - ۱۳٩۱/۱۱/۱٤


قناریانه اگر می وزد ترانه ی من
به شوق توست، تو ای آخرین بهانه ی من

حیاط را همه گل کاشتم که بو ببری
بزن به جاده ی شب بو، بیا به خانه ی من

اگر به خانه ی من آمدی چراغ نیار
که ماه قهر کند باز از آشیانه ی من

درخت های سپیدار، سر به شانه ی هم
نگاهشان کن و بگذار سر به شانه ی من

من و تو ایم جهان؛ بی نهایت و زیبا
جهان اگر افق توست تا کرانه ی من

من از قبیله ی صیاد های خوشبخت ام
کسی به جز تو نزد لب به آب و دانه ی من

به راه سادگی و جاده ی خیال بزن
که می رسی به غزل های عاشقانه ی من

 

 

 

مهدی فرجی/«شب بی شعر»/انتشارات تکا

 

نویسنده: مهدی فرجی - تهران - ۱۳٩۱/۱٠/۳٠


به حسین جنتی
در پاسخ نامه ای از او که هنوز در جیب خودش است


غم ات مباد اگر روزگار مُرده و زاری ست
که دوستی گل سرزنده ی همیشه بهاری ست

غم ام غم تو...که دار و ندار من همه این است
دل ام به نام تو...هرچند مال مساله داری ست!

حکایت تو و من شاهنامه ای ست پر از مرگ
طلای «غزنه» اگر در مسیر «طوس»، قطاری ست

به هفت خوان خودت فکر کن نه کین برادر 
فقط به هوش! که چاه شغاد، گوشه کناری ست

تو درد جامعه ای، من همه ستایش عشق ام
که هر زری سرجای خودش رهین عیاری ست

نگفته اند به ما: این شو! آن مشو! چه خوش است این
میان ما و قلم تا همیشه قول و قراری ست

ز شعرت آن چه به دفتر نشسته دُرّ ثمین است
به دست ات آن چه ز دونان درآمده ست دماری است

زمانه، ما دو نفر را به دوش خود نکشانید
چنان که پشت خری بر فراز گردنه باری ست

اگر به غصه و غم رفته است، قصه ی عمری ست
اگر به خنده و شوخی گذشته، گاه گداری ست

نوشته ام به تو چون زیره بردن است به کرمان
گمان کن این که بر آیینه ات نشسته غباری ست


مهدی فرجی
بیست و هفتم دی ماه یک هزار و سیصد و نود و یک/جاده دماوند

 

 

نویسنده: مهدی فرجی - تهران - ۱۳٩۱/۱٠/۱٤


 چیزی نگو، دزدانه و شیرین تماشا کن
بنشین و مثل دختری سنگین تماشا کن

یک کاروان خیس ابریشم همین حالا
از زیر چشم ام رفت سمت چین، تماشا کن!

بر شانه ات نگذاشتم سر، با خودم گفتم:
آن قله ها را از همین پایین تماشا کن

آن آبشاری را که از قوس کمرگاهش
جاری ست نافرمان و بی تمکین تماشا کن

مرد خدا را هر اذان صبح در کافه
ای چشم های کافرِ بی دین! تماشا کن

«من مانده ام مهجور از او، بیچاره و رنجور...»
من قرن ها رنج ام در این تضمین تماشا کن

چون بشکنم عکس تو در هر تکه ام پیداست
باور نداری بشکن و بنشین تماشا کن!

 

نویسنده: مهدی فرجی - تهران - ۱۳٩۱/٩/۱٢

با سلام

پیام از طرف مدیر وبلاگ

با خبر شدیم مجموعه سه جلدی از اشعار آقای مهدی فرجی در یک پکیج به زودی در اواخر آذرماه روانه بازار نشر می شود.

 مجموعه تازه ترین غزلها:

منم که میگذری ...

 

من به تنهاییِ این پیله قناعت دارم

هرچه کرم است که پروانه نباید بشود

 

 

 مجموعه ای از سال 82 که برنده دومین جشنواره بین المللی فجر هم شد:

روسر ی باد را تکان میداد...

 

هی پا به پا نکن که بگویم سفر به خیر!

مجبــــور نیستـــی که بمانی ...ولی نرو

 


 و:

میخانه بی خواب...

 

گوش تا گوش به صحرا بخرام و نهراس

شیرها خاطرشان هست که آهوی منی

 

نویسنده: مهدی فرجی - تهران - ۱۳٩۱/٩/۱

من در پی رد تو کجا و تو کجایی
دنبال تو دستم نرسیده است به جایی

ای « بوده » که مثل تو نبوده است، نگو هست
ای « رفته » که در قلب منی گرچه نیایی...

این عشق زمینی است که آغاز صعود است
پایبند « هوس » نیستم ای عشق « هوایی »

قدر تنی از پیرهنی فاصله داریم
وای از تو چه سخت است همین قدر جدایی!

ای قطب کشاننده پر جاذبه دیگر
وقت است دل آهنی ام را بربایی

گفتی و ندیدی و شنیدی و ندیدم
دشنام و جفایی و دعایی و وفایی

یک عالمه راه آمده ام با تو و یک بار
بد نیست تو هم با من اگر راه بیایی...
 
 
 
نویسنده: مهدی فرجی - تهران - ۱۳٩۱/٧/۱٠

ای چشم تو دشتی پر آهوی رمیده
انگار که طوفان غزل در تو وزیده
دریاچه موسیقی امواج رهایی
با قافیه دسته قوهای پریده
این قدر که شیرینی و آنقدر که زیبا
ده قرن دری گفتن انگشت گزیده
هم خواجه کنار آمده با زهد پس از تو
هم شیخ اجل دست ز معشوق کشیده
صندوقچه مبهم اسرار عروضی
المعجم از این دست که داری ، نشنیده
انگاه خراسانی و هندی و عراقی
رودند و تو دریای به وصلش نرسیده
با مثنوی آرام مگر شعر بگیرد
تا فقر قوافی نفسش را نبریده

 

مطالب قدیمی تر » « مطالب جدیدتر
مهدی فرجی -  تهران
مهدی فرجی متولد نهم بهمن 1358 از سال 75 برای اولین بار آثارش به طور جدی در مطبوعات منتشر شدند. وی نخستین کتاب خود را در سال 79 روانه بازار نشر کرد و در همان سال در کنگره شعر و قصه جوان کشور در هرمزگان برگزیده شد. کتاب ها هزار اسم قلم خورده / نشر مرنجاب / 79 و چشم های تو باران / انتشارات مرسل / 81 روسری باد را تکان می داد / انتشارات مرسل / 82 ای تو راز روزهای انتظار / نشر صبح روشن / 82 زیر چتر تو باران می آید / انتشارات شانی / 86 شب بی شعر / نشر تکا / 86 میخانه بی خواب / انتشارات فصل پنجم / 87 منم که می گذری /فصل پنجم/91 __________ مقام اول دومین و سومین جشنواره بین المللی شعر فجر کشور (سیمرغ بلورین) در سال های 86 و 87 __________ این وبگاه، تنها وبلاگ موجود،ویژه سروده ها، گزارش و یادداشت های ادبی مهدی فرجی است. وی هیچ وبلاگ دیگری ندارد و هرگونه مورد مشابه، تنها، برنمود شباهت اسمی است. مهدی فرجی در فیسبوک: www.facebook.com/mfaraji راه ارتباط با من :farajipoem@yahoo.com
کدهای اضافی کاربر :