..:: هـزار اسم قلم خورده - مهدی فرجی::..
سروده ها و گزارش فعالیت ها
نویسنده: مهدی فرجی - تهران - ۱۳٩٠/۱/۸

سلام خوبان!

  عزیزان ومهربانان!

بسیار شرمنده ام از اینکه به دلیل چند مسافرت پی در پی نتوانستم جوابگوی مهرورزیتان در پیامها باشم. ولی این دوسه روزه حتما جبران میکنم و به همه شما گرامیان سر میزنم و از آثار عزیزتان استفاده میکنم.

بازهم شرمنده لطف بی چشم داشتتان!

_____________________________________________

سال نو همراه با حال خوش و اقبال بلند بر شما فرخنده باد.نوروز پیام نوشدن دارد برای همه طبیعت که ما هم جزوی ازآن هستیم.

  در این میانه یک دهه بر ادبیات این مرزوبوم هم گذشت و همینطور که پیش تر جای دیگری نیز نوشتم دهه ی چندان خوبی برای شعر، نبود. دهه ی هشتاد، اگرچه پرفراز بود اما نشیب نیز کم نداشت و برخلاف دهه هفتاد که جریانات شعری خوبی باهم رقابت میکردندو شکل گرفتند که البته از دلش من و همنسلانم بیرون آمدیم، چیز چندانی برای ارایه نداشت. از آنطرف هم «منزوی»و «قیصر»و«م.آزاد»و...را ازما گرفت و چیز دندان گیری پس نداد.بگذریم...که پرداختن به این موضوع وقت ومجال بیشتری می خواهد که در حوصله این مقال نیست.امید که در جایی دیگر به یاری دوستان شرحش دهیم.

  پیش ازاینکه غزلی بگذارم خواستم مطلبی را که مدتیست برای گفتنش درنگ میکنم عرض کنم و آن اینکه خواهش میکنم دوستان برای دعوت به بازدید وبلاگشان پیام خصوصی نگذارند که واقعا نمی آیم سربزنم. فلان آقا یا خانم پیام خصوصی میگذارد و من کمترین را چه وچه خطاب میکند که بروم وبلاگش را ببینم.بابا اگر برایت افت دارد خب آن پیام را نگذار واگر واقعا من چه وچه هستم چرا ازگفتن آشکارا بیم داری؟

دوست نداشتم ازین دست حرفها بزنم اما بهرحال هفته هایی که گذشت دوستان زیادی پیغام گذاشتند که به یکایک وبلاگ ها سزدم و از این بابت خوشحالم که با دوستان جدیدی آشنا شدم. باد که این دوستی ها مدام باشد.

شعری میزنم از گذشته ها که امیدوارم بپسندید:

بهاریه(٢)

دیده بوسی ها که پیغام بهاری می دهند

یک دقیقه حال، ساعت ها خماری می دهند

عید، اینطوری بدون تو محرم می شود

روزها بوی غریب سوگواری می دهند

شهر، منهای تو _ قبرستان بگویم بهتر است_

کوچه هایش حس آدم را فراری می دهند

زنگ پشت زنگ، هفده ساله ها سر می رسند

دور از چشم تو عکس یادگاری می دهند

عید، عید باب طبعم نیست وقتیکه به من

جای سبز چشم های تو هزاری می دهندo

مهدی فرجی -  تهران
مهدی فرجی متولد نهم بهمن 1358 از سال 75 برای اولین بار آثارش به طور جدی در مطبوعات منتشر شدند. وی نخستین کتاب خود را در سال 79 روانه بازار نشر کرد و در همان سال در کنگره شعر و قصه جوان کشور در هرمزگان برگزیده شد. کتاب ها هزار اسم قلم خورده / نشر مرنجاب / 79 و چشم های تو باران / انتشارات مرسل / 81 روسری باد را تکان می داد / انتشارات مرسل / 82 ای تو راز روزهای انتظار / نشر صبح روشن / 82 زیر چتر تو باران می آید / انتشارات شانی / 86 شب بی شعر / نشر تکا / 86 میخانه بی خواب / انتشارات فصل پنجم / 87 منم که می گذری /فصل پنجم/91 __________ مقام اول دومین و سومین جشنواره بین المللی شعر فجر کشور (سیمرغ بلورین) در سال های 86 و 87 __________ این وبگاه، تنها وبلاگ موجود،ویژه سروده ها، گزارش و یادداشت های ادبی مهدی فرجی است. وی هیچ وبلاگ دیگری ندارد و هرگونه مورد مشابه، تنها، برنمود شباهت اسمی است. مهدی فرجی در فیسبوک: www.facebook.com/mfaraji راه ارتباط با من :farajipoem@yahoo.com
کدهای اضافی کاربر :