..:: هـزار اسم قلم خورده - مهدی فرجی::..
سروده ها و گزارش فعالیت ها
 
نویسنده: مهدی فرجی - تهران - ۱۳۸۳/٦/٢۳

سلام بر دوستان عزيزم.

من چند وقتيه که تهرانم و گرفتار.شرمنده  اگر پيامهاتون بی پاسخ می مونه!

اين هم يک غزل:

بگذار تا آخر بريزد ـ آبرو ـ چيست؟

حرف حساب اين دو پاهاي دورو چيست؟

آنچه تو مي‏خواهي نخواهم بود، اينم

دنياي «بوف كور»ي‏ام دنياي پوچي است

از آن كه هرگز نيستم يك عمر گفتي

پس اين « من » آيينه‏هاي روبرو چيست؟

اصلاً برايت يك مثال ساده دارم

آن اسم معروف كتاب «شاملو» چيست؟

… « ققنوس در باران » چرا باران، نه آتش؟

پيش خودت تحليل كن منظور او چيست؟

يعني نبود آتش كه ققنوسي بزايد

امروز من اينطوري ام اين عين پوچي است

حالا توو اينگونه ماندن يا نماندن

حالا ببين تحليلت از اين گفتگو چيست؟

عصيان حوا در وجودش بود، اما

وقتي من آدم نيستم تقسير او چيست؟

 

 
نویسنده: مهدی فرجی - تهران - ۱۳۸۳/٦/۱٠
سلام عزيزان
ميدانم که مدتی است زياد حال ندارم وشما هم شعر تازه نخوانده ايد از من...
عجالتاً اين غزل را بخوانيد که چند ماه پيش سروده شده مثل اکثر شعرهايی که دوستشان دارم با احترام تقديم به محمد علی بهمنی نازنين:

در اين بهشت سيب منی گندم منی
ای ناگزير ديدنی اما نچيدنی
طعم تورا هميشه ولی بو کشيده ام
آنگاه که کنارمی و حرف ميزنی
جوشان شعرم و غزلم نطفه بسته است
در هر زنی که شسته در اين آبها تنی
حالا تو هم دچار منی چون از اين قفس
حتی اگر رها بشوی دل نمی کنی
***
«شاعر شنيدنيست ولی» من پراز غمم
آنقدر که نه ديدنی ام نه شنيدنی
«شاعر شنيدنيست ولی» من نه شاعرم
نه آن قَدَر وسيع که امثال«بهمنی»
نشنو مرا وشرح ملال آور مرا
من ناشنيدنی ترم از هر نگفتنی...


 
نویسنده: مهدی فرجی - تهران - ۱۳۸۳/٦/٢

باز هم در خدمتم با غزلی ديگر...

مدتيست هم دير به دير می آيم سراغ شما که عذرم را میپذيريد حتماً.

 

من ميروم جايی که جايی که جای ديگری باشد

از شانه های تو پناه بهتری باشد

يک عمر صرف ات کرده ام ديگر نخواهم کرد

غيراز تو شايد مثل رفتن مصدری باشد

عيبی ندارد هرچه ميخواهی ببارانم

بگذاراين پايان گريه آوری باشد

آنکه تمام هستی اش را سوخت پای تو

نگذاشتی يکبار مرد ديگری باشد

پرواز را از تخم چشمانم درآوردی

حالا چه فرقی ميکند بال وپری باشد؟...

 

مهدی فرجی -  تهران
مهدی فرجی متولد نهم بهمن 1358 از سال 75 برای اولین بار آثارش به طور جدی در مطبوعات منتشر شدند. وی نخستین کتاب خود را در سال 79 روانه بازار نشر کرد و در همان سال در کنگره شعر و قصه جوان کشور در هرمزگان برگزیده شد. کتاب ها هزار اسم قلم خورده / نشر مرنجاب / 79 و چشم های تو باران / انتشارات مرسل / 81 روسری باد را تکان می داد / انتشارات مرسل / 82 ای تو راز روزهای انتظار / نشر صبح روشن / 82 زیر چتر تو باران می آید / انتشارات شانی / 86 شب بی شعر / نشر تکا / 86 میخانه بی خواب / انتشارات فصل پنجم / 87 منم که می گذری /فصل پنجم/91 __________ مقام اول دومین و سومین جشنواره بین المللی شعر فجر کشور (سیمرغ بلورین) در سال های 86 و 87 __________ این وبگاه، تنها وبلاگ موجود،ویژه سروده ها، گزارش و یادداشت های ادبی مهدی فرجی است. وی هیچ وبلاگ دیگری ندارد و هرگونه مورد مشابه، تنها، برنمود شباهت اسمی است. مهدی فرجی در فیسبوک: www.facebook.com/mfaraji راه ارتباط با من :farajipoem@yahoo.com
کدهای اضافی کاربر :