..:: هـزار اسم قلم خورده - مهدی فرجی::..
سروده ها و گزارش فعالیت ها
نویسنده: مهدی فرجی - تهران - ۱۳۸۳/۱٠/٢٤

سلام

با اين تاخيرها از همه شما دوستان شرمنده ام.بعدازاين مطلب با مطالب تازه ای به روز خواهم کرد. فعلا اين غزل راداشته باشيد تا بعدی به نزديکی دوسه روز:

در ضمن برای دوستانی که گلايه کرده بودند که چرا بعضاًغزلها را ناقص وبا کم داشتن يک يا دوبيت مينويسم دلايلی دارم که يکی از آنهامسايل حفاظتی شعر است.

يک غزل از کتاب «وچشمهای تو باران...»

 

رهاکن که در چنگ طوفان بميرم

به اين حال و روز پريشان بميرم

نه ميخواستی با تو آزاد باشم

نه دل داشتی کنج زندان بميرم

گلِ چيده ام...قسمتم بود بی تو

که در بستر خشک گلدان بميرم

اگر ايستادم نه از ترس مرگ است

دلم خواست مثل درختان بميرم

نه ... بگذار دست تو باشد تمامش

بسوزان بسوزم،بميران بميرم

شب سوز پاييز،سرمای آذر

ولم کرده ای زير باران بميرم

تووقتی نباشی چه بهتر که يکروز

بيفتم کنار خيابان ...   

نویسنده: مهدی فرجی - تهران - ۱۳۸۳/۱٠/٤

دوستان خوب سلام

در اين چندروز دوکنگره سراسری در شيراز و مشهدبرای امام رضا برگزار شدکه تا اين لحظه باخبر شده ام که نتايج شيراز بسيار باب طبع کاشانيهاست.تا انجا که من متوجه شده ام عليرضا رجبعلی زاده که بچه خيلی با استعداد و البته بامعرفتی هم هست آنجا جزو نفرات اول،خانم دکترمنيره عسگرنژاد جزو دومها و اخوان خودمان هم جزو سومها بوده اند به اهالی ادبيات کاشان، مخصوصاًخودم اين پيشرفت چشمگير را تبريک ميگويم،گرچه مدتهاست خودم ترک عادت کرده ام ونه جايی ميروم ونه اگربروم مقامی می آورم ولی ازته قلب خوشحالم،اين را خود بچه ها خوب ميدانند.اميدوارم ريحانه رسولزاده و عليرضا رجبعليزاده در مشهد هم مارا سرافراز کنند.

دوم اينکه مطلب قبلی راجع به کتاب مهتاب رشيديان را يکبار ديگر ميزنم تا حق مطلب به جا آمده باشد:

اخيرا مجموعه ای بدستم رسيده بسيار خواندنی و محکم از آثار شاعره مستعد ايلام مهتاب رشيديان .

مدتها بود که در شعر آزاد چنين آوازهای خوش آهنگی به گوشم نرسيده بود.او شاعر پرکار و خوشفکريست وبايدبالاتر از اين بايستد به شرط اينکه برای جسارت زبانی،بيانی و روايی اش مرزی تعريف کند که «هرچه مسيل تنگ تر،سيل ويران کننده تر!».

بايد او بداند نه آنها که شماتتش ميکنند محق اند نه آنان که به جسارت بی مهابا تشويقش ميکنند.قصداينهمه گزافه گويی نبود.

«دازاين»کتاب شعرهای مهتاب رشيديان که نشر «آرويج»با قيمت ۱۲۰۰ تومان وبا شمارگان ۱۲۰۰ ،چاپ کرده استرا بعد از هروعده چای روزانه يکمرتبه خواندم.بی اغراق که روز جمعه ۴بار چای خواندم و شعر نوشيدم.

اين کتاب را بخريد حتی اگر نميخوانيد.

 سوم اينکه يک غزل بخوانيد از کتاب «...وچشمهای تو باران »که به اميد خدا چاپ دومش همين روزها در می آيد:

 

مثل درختان

رهاکن که در چنگ توفان بميرم

به اين حال وروز پريشان بميرم

نه می خواستی با تو آزاد باشم

نه دل داشتی کنج زندان بميرم

گلِ چيده ام....قسمتم بود بی تو

که در بستر خشک گلدان بميرم

اگرايستادم نه از ترس مرگ است

دلم خواست مثل درختان بميرم

نه...بگذار دست تو باشد تمامش

بسوزان بسوزم،بميران بميرم

شب سوز پاييز؛سرمای آذر

ولم کرده ای زيرباران بميرم؟

تو وقتی نباشی چه بهتر که يک روز

بيفتم کنار خيابان.................

 

سربلند باشيد ــ م.فرجی

مهدی فرجی -  تهران
مهدی فرجی متولد نهم بهمن 1358 از سال 75 برای اولین بار آثارش به طور جدی در مطبوعات منتشر شدند. وی نخستین کتاب خود را در سال 79 روانه بازار نشر کرد و در همان سال در کنگره شعر و قصه جوان کشور در هرمزگان برگزیده شد. کتاب ها هزار اسم قلم خورده / نشر مرنجاب / 79 و چشم های تو باران / انتشارات مرسل / 81 روسری باد را تکان می داد / انتشارات مرسل / 82 ای تو راز روزهای انتظار / نشر صبح روشن / 82 زیر چتر تو باران می آید / انتشارات شانی / 86 شب بی شعر / نشر تکا / 86 میخانه بی خواب / انتشارات فصل پنجم / 87 منم که می گذری /فصل پنجم/91 __________ مقام اول دومین و سومین جشنواره بین المللی شعر فجر کشور (سیمرغ بلورین) در سال های 86 و 87 __________ این وبگاه، تنها وبلاگ موجود،ویژه سروده ها، گزارش و یادداشت های ادبی مهدی فرجی است. وی هیچ وبلاگ دیگری ندارد و هرگونه مورد مشابه، تنها، برنمود شباهت اسمی است. مهدی فرجی در فیسبوک: www.facebook.com/mfaraji راه ارتباط با من :farajipoem@yahoo.com
کدهای اضافی کاربر :