..:: هـزار اسم قلم خورده - مهدی فرجی::..
سروده ها و گزارش فعالیت ها
نویسنده: مهدی فرجی - تهران - ۱۳۸٢/٥/٢٥

سلام

پنجشنبه گذشته برای شرکت در يک جلسه ی پرسش و پاسخ وشب شعر، به اتفاق  بيژن ارژن،ابراهيم اسماعيلی،هادی خوانساری وامير مرزبان به شهر بهار از توابع همدان رفته بوديم.

جلسات خوبی بود ضمن اينکه برو بچه های بهار شعرهای قوی ميگفتند واطلاعات زيادی درباره غزل امروز کشور داشتند.بحث های جالبی  پيش آمد و حواشی بدی نداشت. اميدوارم بزودی خبر کامل اين جريان به نظرتان برسد.راستی يک نکته جالب؛ «بهمني» عزيز هم همانروز در همدان بود البته نه برای اين برنامه بلکه جهت بازديدازغارعليصدر! زنگ هم زديم ولی نتونست به آن برنامه بيايد.

سه شنبه هم با اجازه عزيزان برای شرکت در «جشنواره زير آسمان الوند» به همدان خواهم رفت.به همين دليل،از امروز تا هفته آينده،اين غزل را تحمل کنيد تا دفعه ديگر آپديت کنيم (يامن يا سبزئی).از کافی نت باشما همراهم...پس تا بعد؛

 

می پرسی از خودت که بدنبال چيستی؟

ديروز هرکه بوده ای، امروز کيستی؟

خود را ببين در آينه؛ اين مرد کاغذی

خيلی شبيه توست ولی اين تو نيستی

ای باغ بی کلاغ ترين! بعداز اين چرا

بايد ميان مزرعه تنها بايستی

وقتی تورا کنار تو تنها گذاشتند

برشانه های خويش، خودت را گريستی

خود را نبيين درآينه،فرقی نمی کند

اين آدم غريبه تويی ياتو نيستی...

 

مهدی فرجی

نویسنده: مهدی فرجی - تهران - ۱۳۸٢/٥/۱٩

 سلام

۱- مهدی قرار است به همراه چند تن از شاعران روز چهارشنبه جهت شرکت در برنامه ای به شهر بهار همدان سفر کند فعلا تا او برمی گردد و احتمالا سوغات شعر بياورد اين غزل تازه را بخوانيد 

۲- دومين مسابقه شعر انتظار در مسير آفتاب هم به زودی برگزار می شود البته مخصوص کاشانيها سعی خواهيم کرد اشعار منتخب مسابقه اول يا در وبلاگ من يا در اينجا بزنيم

عليرضا سبزئی

از چشمه ات  به کوزه زيبائيم بريز

يوسف شو در غرور زليخائيم بريز

من تشنه ام هزار بيابان سئوال را

پاسخ به استکان معمائيم بريز

از خنده های نذری - جای غريبه ها

در ظرف من - منی که همينجائيم بريز

در سوز(شب )تمام تنم شعله می کشد

هذيان عشق ! در (تب ) يلدائيم بريز

بنشين غزل بخوان و بسوزان سکوت را

يک صندلی اسيد به تنهائيم بريز

مهدی فرجی  

 
نویسنده: مهدی فرجی - تهران - ۱۳۸٢/٥/۱٤

سلام

بخاطر آن دسته از دوستان که از به روز نشدن اين وبلاگ توسط خودم که مهدی فرجی باشم گله داشتند امروز با غزلی خيلی تازه پذيرای صحبتهای شما هستم:

عمری مرا به حسرت ديدن گذاشتی

بين رسيدن و نرسيدن  گذاشتی

يک آسمان پرندگی ام دادی و مرا

در تنگنای از تو پريدن گذاشتی

وقتی که آب و دانه برايم نريختی

وقتی کليد در قفس من گذاشتی

....

امروز از هميشه پشيمان تر آمدی

دنبال من بنای دويدن گذاشتی

من نيستم ... نگاه کن؛ اين باغ سوخته

تاوان آتشی است که روشن گذاشتی

گيرم هنوز تشنه ی حرف توام ولی

گوشی مگر برای شنيدن گذاشتی

آلوچه های چشم تو مثل گذشته اند

اما برای من دل چيدن گذاشتی؟

حالا برو ٬ برو که تو اين نان تلخ را

در سفره ای به سادگی من گذاشتی

مهدی فرجی

 

 

 

نویسنده: مهدی فرجی - تهران - ۱۳۸٢/٥/۱۱

سلام دوستان

چند مطلب

اول اينکه برنده جايزه نقد اين ماه آقای مسلم فدائی هستند. ضمنا از دقت نظر نيروانا - سيامک - ابراهيم اسماعيلی  وبقيه دوستان قدردانی می شود . آقای فدائی آدرس خود را ميل کنند تا نسبت به ارسال هديه اقدام شود.

دوم هديه ماه آينده ۱۴ سی دی کنگره چهارم شعر وقصه جوان بندر عباس است

واينکه دوستانی که پزسيده اند چرا خود آقای فرجی وبلاگشان را به روز نمی کنند- به هزارو يک دليل اول اينکه باروت ندارند

اين شعر را هم بخوانيد هرچند قديمی است اما خواندنش خالی از لطف نيست

عليرضا سبزئی

در باغ گل بر آتش نمرود می رسد

با شعر - با صدای دف و عود می رسد

اينبار هم به تارک طاغوت می خورد

سنگی که از فلاخن داود می رسد

پيغمبران خفته در اين خاک بر شويد

او که نويد مصحفتان بود می رسد

ای دست های سبز دعا باز گل کنيد

او گرچه زود رفته ولی زود می رسد

جز او به هيچ حادثه ای دل نبسته ايم

موعودجمعه- جمعه موعود می رسد

مهدی فرجی

 
نویسنده: مهدی فرجی - تهران - ۱۳۸٢/٥/٧

با سلام ببخشيد دير کردم پرشين بلاگ در اينجا بسته بود

بگذار در قشنگ ترين اشتباه من

آتش بگيرد از تو دل سربراه من

چشمم نسيم می شود  آنقدر می وزد

تا روسريت حل بشود در نگاه من

آن وقت در رگم بشتابد - تپش کند

تا وقت مرگ موی تو خون سياه من

بر عکس آخر همه قصه ها ولی

شايد شبی به چنگ من افتاد ماه من

روزی مگر خود تو دچارم نکرده ای ؟

از چاله در بيا که بيفتی به چاه من

داغ مرا به دوش بکش سالهای سال

ای شانه هات مهر شده با گناه من

 

مهدی فرجی

 

مهدی فرجی -  تهران
مهدی فرجی متولد نهم بهمن 1358 از سال 75 برای اولین بار آثارش به طور جدی در مطبوعات منتشر شدند. وی نخستین کتاب خود را در سال 79 روانه بازار نشر کرد و در همان سال در کنگره شعر و قصه جوان کشور در هرمزگان برگزیده شد. کتاب ها هزار اسم قلم خورده / نشر مرنجاب / 79 و چشم های تو باران / انتشارات مرسل / 81 روسری باد را تکان می داد / انتشارات مرسل / 82 ای تو راز روزهای انتظار / نشر صبح روشن / 82 زیر چتر تو باران می آید / انتشارات شانی / 86 شب بی شعر / نشر تکا / 86 میخانه بی خواب / انتشارات فصل پنجم / 87 منم که می گذری /فصل پنجم/91 __________ مقام اول دومین و سومین جشنواره بین المللی شعر فجر کشور (سیمرغ بلورین) در سال های 86 و 87 __________ این وبگاه، تنها وبلاگ موجود،ویژه سروده ها، گزارش و یادداشت های ادبی مهدی فرجی است. وی هیچ وبلاگ دیگری ندارد و هرگونه مورد مشابه، تنها، برنمود شباهت اسمی است. مهدی فرجی در فیسبوک: www.facebook.com/mfaraji راه ارتباط با من :farajipoem@yahoo.com
کدهای اضافی کاربر :