..:: هـزار اسم قلم خورده - مهدی فرجی::..
سروده ها و گزارش فعالیت ها
نویسنده: مهدی فرجی - تهران - ۱۳۸٢/۳/۱
سلام
حال اينروزهای ما اينجوری است .البته يه کم بهتر
بخوانيد...


بايد کمک کنی کمرم را شکسته اند
بالم نمی دهند -پرم را شکسته اند
نه راه پيش مانده برايم نه راه پس
پلهای امن پشت سرم را شکسته اند
هم ریشه های پیر مرا خشک کرده اند
هم شاخ های تازه ترم را شکسته اند
حتی مرا نشان خودم هم نمی دهند
آیینه های دوروبرم را شکسته اند
گلهای قاصدک خبرم را نمی برند
پای همیشه سفرم را شکسته اند
حالا تو نیستی و دهانهای هرزه گو
با سنگ حرف مفت سرم را شکسته اند

نویسنده: مهدی فرجی - تهران - ۱۳۸٢/٢/٢٦
(حکايت نويس مباش -چنان باش که از تو حکايت کنند)
سلام
آمده ام و چراغی آورده ام - چراغی که سالهاست به دست دارم و هر جا رفته ام با من بوده است
حالا اين چراغ را توی اين راه در دست گرفته ام و می دانم که می بينيد .چراغی که البته مطمئن نيستم خيلی زور داشته باشد - اما همانقدر هست که اميدوارم حالا حالا ها خاموش نشود
بعضی ها مرا خوب می شناسند - بعضی ها شعرهايم را خوانده اند و خيلی ها تا حالا نه مرا ديده اند نه شعری از من خوانده اند -چراغم قرار است بيشتر برای اين عده بسوزد.
(مهدی فرجی در برفهای يخ زده صبح سه شنبه نهم بهمن ماه ۱۳۵۸ بدنيا آمده .تهران يا کاشان یا هر جای دیگری چه فرقی می کند؟مهم این است بدون اینکه بخواهد بدنیا آمده .
بین کتابهای جورواجور ادبیات برادرش قد کشیده و از همان بچگی شعر خوانده . مدرسه را هیچوقت دوست نداشته خصوصا جو خشک حاکم بر مدارس کاشان را.
مدت زیادی از دوم سوم راهنمائی تا دوم سوم دبیرستان دنبال فوتبال بوده ولی آرمانگرائی ذاتی اش اورا انداخته توی حوض واژه ها .
سربازی را با شعر گفتن واضافه خوردن تمام کرده و بلافاصله کتاب اولش را چاپ کرده :(هزار اسم قلم خورده )مجموعه ۲۹ غزل عاشقانه - کتاب دومش (و چشمهای توباران )را انتشارات مرسل در ۲۰۰۰ نسخه منتشرکرده ...) این از من.
علی سبزئی - برای من در کاشان دوست عزیزی است .این وبلاگ در اصل مال اوست ولی به اسم من است و من دارم از آن استفاده می کنم .قرار است غزل بزنیم و...
من تکليفم را با خودم وادبيات روشن کرده ام -از آنهائی نيستم که بعد از يک مدتی که يک شيوه را کار می کنند بيفتم توی سبک های اجق وجق ادبی و ايسم های تهوع آور .
من معتقدم غزل قالب غالب ادبيات فارسی است .اصلا ما در ادبيات هرچه داريم از غزل است .
شيو های ديگر را هم دوست دارم و گاهی بيشتر از يک غزل آنها را می پسندم و لی ...
غزل چيز ديگری است .غزل خاصيت عجيبی برای پذيرفتن زبان غالب هر دوره دارد-پس می تواند تا هميشه روزگار زنده بماند -چون خونی که در رگهاش مو ج می زند خون تغزل است وعشقبازی .
زیاد حرف زدم .سعی می کنم هر چند وقت یکبار غزل تازه بزنم - چون زیاد شعر می گویم باید یکجوری منعکس شود - نکته جالب این است که چون زندگی من با شعر قرین است و به قول بعضی ها هیچ کاری جز شعر گفتن ندارم -غزلها روز شمار زندگی من است .اگر زیاد خصوصی نباشد ماجرای هر غزل را هم برایتان می نویسم تا یه کم بیائید توی دنیای ما.
در ضمن سعی می کنم شعر ها مال بعد از مجموعه ام باشد تا تازگی اش را حفظ کند.
فعلا یک غزل بخوانید تا بعد .
فکرش نباش مال کسی جز تو نیستم
دیگر به فکر همنفسی جز تو نیستم
عشق تو خواست با تو عجینم کند که کرد
وقتی به عمق من برسی جز تو نیستم
بعد از چقدر اینطرف و آنطرف زدن
فهمیدهام که در هوسی جز تو نیستم
یک آسمان اگر چه برویم گشوده است
من راضیم که در قفسی جز تو نیستم
حالا خیالم از تو که راحت شود عزیز
دیگر به فکر هیچکسی جز تو نیستم
مهدی فرجی -  تهران
مهدی فرجی متولد نهم بهمن 1358 از سال 75 برای اولین بار آثارش به طور جدی در مطبوعات منتشر شدند. وی نخستین کتاب خود را در سال 79 روانه بازار نشر کرد و در همان سال در کنگره شعر و قصه جوان کشور در هرمزگان برگزیده شد. کتاب ها هزار اسم قلم خورده / نشر مرنجاب / 79 و چشم های تو باران / انتشارات مرسل / 81 روسری باد را تکان می داد / انتشارات مرسل / 82 ای تو راز روزهای انتظار / نشر صبح روشن / 82 زیر چتر تو باران می آید / انتشارات شانی / 86 شب بی شعر / نشر تکا / 86 میخانه بی خواب / انتشارات فصل پنجم / 87 منم که می گذری /فصل پنجم/91 __________ مقام اول دومین و سومین جشنواره بین المللی شعر فجر کشور (سیمرغ بلورین) در سال های 86 و 87 __________ این وبگاه، تنها وبلاگ موجود،ویژه سروده ها، گزارش و یادداشت های ادبی مهدی فرجی است. وی هیچ وبلاگ دیگری ندارد و هرگونه مورد مشابه، تنها، برنمود شباهت اسمی است. مهدی فرجی در فیسبوک: www.facebook.com/mfaraji راه ارتباط با من :farajipoem@yahoo.com
کدهای اضافی کاربر :